خرید بک لینک
چند وقتی که وقت نکردم بنویسم، یعنی تو وبلاگم چیزی بنویسم. مشغول نوشتن چند تا مقاله و پایان نامه بودم. اما تا دفاع فرصتی هست تا از فوق لیسانس قبلیم ی چند خطی بنویسم تا یادم نره. روزگاری ک تو اوج شیرینی با غفلت و قدر ندونستن و شکری به هدر رفت. روزی که مادرم با زور از پله های دانشگاه مارلیک با هن و هن نفس هاش بالا آمد تا تو جلسه دفاع من شرکت کنه و...خلاصه که گذشت اون روزگار و حالا دیگه فقط یاد و خاطراتش مونده.هخامنشیان سلسله ای که تقریبا نصف دنیا رو زیر سلطه خود داشتن هم با اون همه عظمت و قدرت و... هم ی روزگاری بودن و بعد ... سلسله های قبلی و سلسله بعدی هم با قدرت و ضعف آمدن و رفتن؛ از تمام این آمدن و رفتن ها فقط ی سری اثرات بر حسب موقعیت شغل و مقام طرف بجا مونده، که ما میتونیم ببینیم و امروز بهش میگن گنج. البته وقتی با حساب و کتاب و علم باستان شناسی و.... لایه به لایه حفاری میشه و عکس می ندازن و اشیا به موزه برده میشه تا همه ببینن و در جریان باشن میگن آثار بجا مانده و... و وقتی برای غارت آثار انجام میشه میگن گنج و دفینه و دیگه معلوم نیست چ سرنوشتی برای اشیاء رقم میخوره و چ اتفاقی برای افرادی ک اون رو در میارن. این چیزا برای من مهم نیست. البته که باید برای خیلی ها مهم باشه و دغدغه، اما برای من اون فکری ک خود مرده یا اطرافیانش زمان دفن مرده داشتن. چرا وقتی میدونن یا حتی قبل از اون دیدن و تجربه دارن یکی از این دنیا میره و خاکش میکنن دیگه تموم شده و احتیاجی به کاسه و کوزه و طلا و جواهر و... نداره باز تو قبرش از این چیزا میزارن یا به ما ترک خود وصیت میکنن که این چیزا رو هم باهاش دفن کنن. چی شده که امروزه ما با این همه پیشرفت به این فکر نمیکنیم که بعدی هم وجود داره همین جور که

برچسب: نویسنده: آیلین صمیمی تاريخ: دوشنبه 11 دی 1402 ساعت: 15:28

صفحه بندی